سديد الدين محمد عوفى

211

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

طوف « 1 » مىزد « 2 » ناگاه آهوى ديد با بچه در آن صحرا طوف مىكرد « 3 » . اسب برانگيخت ، آهو از پيش او به تك « 4 » بيرون شد اما بچه آهو به تك اسب « 5 » بگرفت و دست و پاى او ببست و در پيش اسب بگرفت و سوار شد و روى به خانه نهاد « 6 » . چون پاره‌اى « 7 » برفت مادر آن آهو را ديد كه بر عقب او مىآمد « 8 » . دانست كه از پس آهوبره « 9 » مىآيد . با خود انديشه كرد كه مرا از اين « 10 » آهوبره ببايد گذشت . « 11 » رها كرد تا با مادر برفت . آن آهو « 12 » در روى امير سبكتكين بازپس مىنگريد « 13 » چون « 14 » امير سبكتكين در شهر آمد و آن شب بخفت مصطفى را « 15 » عليه افضل الصّلوات و اكمل التحيّات « 16 » بخواب ديد كه او را مىگويد « 17 » : كه اى « 18 » سبكتكين ؛ به آن مرحمت و شفقت كه تو در حقّ آن بيچاره كردى و آن جانور ضعيف را « 19 » ترحّم نمودى ، در حضرت عزّت ذو الجلال قربت يافتى « 20 » و تو پادشاه و « 21 » اولو الامر « 22 » بزرگ « 23 » خواهى بودن « 24 » . بايد كه با « 25 » بندگان خداى عز و جل همان « 26 » شفقت بجاى آرى تا ملك و دولت ترا « 27 » ثباتى باشد . امير سبكتكين از آن وقت باز « 28 »

--> ( 1 ) مج : طواف . ( 2 ) مپ 2 و مج : مىكرد ( 3 ) متن و مپ 2 : ناگاه آهو بچه‌اى ديد در صحرا ( 4 ) مج : سبك ( 5 ) مپ 2 - آهو از پيش او . . . به تك اسب + و او را ( 6 ) متن و مپ 2 - و سوار شد . . . نهاد ( 7 ) مج + راه را ( 8 ) متن - مى ، مج : و نزديك شهر رسيد روى بازپس كرد آن آهو را ديد كه بر عقب او مىآيد ( 9 ) مپ 2 : كه براى بچه ( 10 ) متن : آن ( 11 ) مج : چه خواهد آمد ( 12 ) مج + تيز مىرفت و روى بازپس مىكرد و ( 13 ) مپ 2 : مىنگريست ، مج : در روى امير سبكتكين مىنگريست ( 14 ) مج : و ( 15 ) متن و مپ 2 - را ( 16 ) مپ 2 : رسول عليه الصلوه و السلام ، مج : صلى اللّه عليه و سلم ( 17 ) مپ 2 : گفتى ( 18 ) مپ 2 : اى ، مج : كه يا ( 19 ) مپ 2 : و او را ( 20 ) مج : در حضرت محل ارتضا يافت ( 21 ) مپ 2 - پادشاه و ( 22 ) مج و بنياد - اولو الامر ( 23 ) مپ 2 - بزرگ ( 24 ) مپ 2 : بود ، مج و بنياد : شد ( 25 ) مپ 2 : در حق ( 26 ) مپ 2 : همين ( 27 ) مج + دوامى ( 28 ) متن - باز